تبليغاتX
شاره كه م مه ريوان
کردستان در گذر زمان

كردستان‌ در گذر زمان‌

 استان‌ كردستان‌ بخشي‌ از سرزميني‌ است‌ كه‌ تحت‌ حكومت‌ مادها اداره‌ مي‌شد. حدود تاريخي‌ سرزمين‌هاي‌ تابع‌ دولت‌ ماد از شمال‌ با اورارتو، از غرب‌ با آشور و از جنوب‌ غربي‌ و جنوب‌ با ايلام‌ و سومر (بابل و اكاد‌) محدود بود. با توجه‌ به‌ وضعيت‌ اقليمي‌ و آب‌ و هوايي‌ استان‌ كردستان‌ و بر اساس‌ متون‌ تاريخي‌ و كاوش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌، بسياري‌ از مورخين‌ معتقدند: نخستين‌ اقامتگاه‌ اقوام‌ آريايي‌ در مناطق‌ شرق‌ و غرب‌ درياچه‌ اروميه‌ بود، گروهي‌ در منطقه‌ شرق‌ مستقر شدند و نام‌ سرزمين‌ «آماداي‌» بر آن‌ نهادند و گروهي‌ در غرب‌ درياچه‌ اروميه‌ ساكن‌ شدند  و آن‌ سرزمين‌ را پارسوا (پارسوما) ناميدند. گروه‌ نخستين‌، دولت‌ ماد را پديد آورد و گروه‌ دوم‌ پادشاهي‌ نيرومند هخامنشي‌ را ايجاد كرد.

 سرزمين‌ ماد به‌ كشورهاي‌ متعدد تقسيم‌ شده‌ بود كه‌ به‌ صورت‌ حكومت‌هاي‌ كوچك‌ خودمختار و مستقل‌ اداره‌ مي‌شدند.

 «ماننا» يكي‌ از اين‌ دولت‌هاي‌ مستقل‌ در جنوب‌ درياچه‌ اروميه‌ تا حوالي‌ سقز امروز بود. اين‌ مردمان‌ پيش‌ از ورود آريايي‌ها صحرانشين‌ هم‌، داراي‌ فرهنگي‌ عالي‌ و دولتي‌ متكامل‌ بودند.

 «زاموآ» سرزميني‌ بود كه‌ از كنار درياچه‌ اروميه‌ تا بخش‌هاي‌ علياي‌ رود «دياله‌» امتداد داشت‌. اين‌ سرزمين‌ مياندوآب‌، بانه‌، سليمانه‌، و سنندج‌ تا زهاب‌ امروزي‌ را در بر مي‌گرفت‌ و محل‌ سكونت‌ لولوبيان‌ بود. محدوده‌اي‌ در مثل‌ شهرهاي‌ كنوني‌ سليمانيه‌، سنندج‌ و زهاب‌ در اواسط‌ قرن‌ نهم‌ پيش‌ از ميلاد يعني‌ در حدود 2900 سال‌ پيش‌، «پارسوآ» و بخش‌ علياي‌ رود كرخه‌ (نزديك‌ كرمانشاه‌) كشور «ال‌ پي‌» خوانده‌ مي‌شد كه‌ بعدها «الي‌ مائيدا» ناميده‌ شد.

 ناحيه‌ «گامبادن‌» در جنوب‌ دياله‌ در غرب‌ كرمانشاهان‌ قرار داشت‌ و «گوتيوم‌» كه‌ سرزمين‌ گوتي‌ها يا بزرگ‌ترين‌ اقوام‌ سرزمين‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ شامل‌ سرزمين‌ فعلي‌ كردستان‌ و جنوب‌ آذربايجان‌ و بخشي‌ از كرمانشاهان‌ بود.

 براساس‌ متن‌ كتيبه‌ داريوش‌ در تخت‌ جمشيد و بسيتون‌، شاهنشاهي‌ و دولت‌ ماد در سال‌ 550 پيش‌ از ميلاد در قلمرو دولت‌ هخامنشيان‌ قرار داشت و سرزمين‌ ماد يكي‌ از ايالت‌هاي‌ تابع‌ اين‌ دولت‌ شد از پادشاهي‌ هخامنشي‌ يعني‌ در دورة‌ پارت‌ها و ساساني‌ها، ايالت‌ ماد از جمله‌ ايالات‌ كشور ايران‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ و به‌ نام‌ «ماه‌» نيز خوانده‌ مي‌شد. اين‌ ايالت‌ شامل‌ دو بخش‌ «ماه‌ پايين‌» يا «مادرزادي‌» و «ماه‌ بالا» يا «ماه‌ نهاوند» بود.

 در روزگار پيش‌ از اسلام‌ سرزمين‌ ماد را «كردستان‌» مي‌ناميدند. در متن‌ پهلوي‌ «بندهش‌» در باره‌ كوهستاني‌ سخن‌ رفته‌ است‌ كه‌ از «چيچست‌» در آذربايجان‌ (حدود شمال‌ ماد) تا فارس‌ امتداد داشت‌. اين‌ كوهستان‌ كه‌ «اسپروژ يا اسپروچ‌» نام‌ داشت‌ در ايران‌ باستان‌ به‌ اندازه‌اي‌ معروف‌ بود كه‌ تنها به‌ كاربردن‌ نام‌ «كوهستان‌» در نوشته‌ها و اسناد و كتب‌ جغرافيايي‌، معرف‌ آن‌ بود. فردوسي‌ نيز در شاهنامه‌ از همان‌ اسپروژ نام‌ برده‌ است‌:

 چو با درد و با رنج‌ غم‌ ديد روژ

بيامد دمان‌ تا كه‌ اسپروژ

 نام‌ كوهستان‌ تا حدود قرن‌ ششم‌ هـ . ق‌ نيز به‌ كار مي‌رفت‌ و منظور سرزميني‌ بود كه‌ از شمال‌ به‌ ديلمان‌ و آذربايجان‌، از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ سواد (عراق‌) و خوزستان‌، از جنوب‌ به‌ پارس‌ و كرمان‌ و از مشرق‌ به‌ بيابان‌ خراسان‌ و توس‌ محدود مي‌شد. از حدود قرن‌ سوم‌ هجري‌ به‌ بعد ترجمه‌ عربي‌ واژه‌ «كوهستان‌) به‌ نام‌ «الجبال‌» به‌ متون‌ جغرافيايي‌ اسلامي‌ وارد شد. سرزمين‌ جبال‌ با كوهستان‌ داراي‌ چندين‌ كوره‌ يا ناحيه‌ بود كه‌ ماه‌ كوفه‌ (دينور)، ماه‌ بصره‌ (نهاوند)، همدان‌، ايفازين‌، قم‌، ماسبذان‌، مهر جانقدق‌ و.. از آن‌ دسته‌ بودند.

 سرزمين‌ كوهستان‌ بخشي‌ از سرزمين‌ بزرگ‌تر بود كه‌ به‌ نام‌ «بلاد پهلو يا پهلويان‌» خوانده‌ مي‌شد. بلاد پهلويان‌ يا سرزمين‌ پهلو شامل‌ ري‌، اسپهان‌، همدان‌، دينور، نهاوند، مهرجانقدق‌، ماسبذان‌، قزوين‌، زنجان‌، ببروصليلسان‌ (تالشان‌) و ديلم‌ (يلستان‌) بود.

 ايالت‌ ماد يا ماه‌ در بخشي‌ از سرزمين‌ «پهله‌» در ناحيه‌ كوهستان‌ (قهستان‌ يا جبال‌) واقع‌ و شامل‌ دو كوره‌ بود: ماه‌ نهاوند كه‌ در قرن‌ چهارم‌ داراي‌ دو حاكم‌نشين‌ «قصبه‌ نهاوند» و «قصبه‌ بروجرد» بود، و ماه‌ دينور يا كوره‌ دينور كه‌ در اين‌ قرن‌ داراي‌ دو شهر عمده‌ مركزي‌ بود؛ شهر دينور كه‌ مركز بخش‌هاي‌ يا رستاق‌ هاي‌ بالايي‌ بود حاكم‌نشين‌ كوره‌ نيز به‌ شمار مي‌رفت‌ و كرمانشاهان‌  مركز بخش‌هاي‌ پاييني‌ محسوب‌ مي‌شد، اين‌ دو ناحيه‌ را «ماهين‌» يا «ماهات‌» هم‌ مي‌گفتند.

 كوره‌ دينور يا ماه‌ دينور در قرون‌ اوليه‌ اسلامي‌ از شمال‌ به‌ آذربايجان‌ و رستاق‌ جوذمه‌ از كوره‌ برزه‌ و رستاق‌ سلق‌ (سه‌راه‌) در جنوب‌ كوريه‌ نريز محدود بود و تقريباً تمامي‌ سرزمين‌هاي‌ فعلي‌ شمالي‌ استان‌ كردستان‌ با آذربايجان‌، شمال‌ تكاب‌ و شاهين‌ تا حدود سردشت‌ و مكري‌ از مشرق‌ به‌ اسدآباد و از ولايت‌ همدان‌ از جنوب‌ به‌ ولايت‌ «ماسبذان‌» از مغرب‌ به‌ ولايت‌ همدان‌ و ولايت‌ شهر زور محدود مي‌شد.

 در قرن‌هاي‌ سوم‌ و چهارم‌ هـ . ق‌ ولايت‌ «سيسر» كوره‌ يا استان‌ دينور از شمال‌ به‌ آذربايجان‌ و از شمال‌ شرق‌ به‌ سيسر، محدود بود.

 بدين‌ ترتيب‌ بخش‌هاي‌ بزرگي‌ از استان‌هاي‌ فعلي‌ كردستان‌ و كرمانشاهان‌ در محدوده‌ و قلمرو استان‌ دينور يا ماه‌ دينور قرار داشت‌.

 در تقسيمات‌ عصر سلجوقي‌ و به‌ ويژه‌ در عهد حكومت‌ «طغرل‌ بيگ‌» تمامي‌ ناحيه‌ جبال‌ كوهستان‌ به ‌ عراق‌ عجم‌ نامگذاري‌ شد، زيرا خليفه‌ عباسي‌ «اللقايم‌ بالله‌» طي‌ منشوري‌ در سال‌ 437 هـ . ق‌، از او به‌ عنوان‌ «طغرل‌ بيگ‌ سلجوقي‌» و «ملوك‌العراقين‌» نام‌ برد.

 «ابن‌ حوقل‌» در «صوره‌ الارض‌» محدوده ‌هاي‌ ناحيه‌ جبال‌ را تابستان‌ گاه‌ و زمستان‌ گاه‌ كردان‌ معرفي‌ مي‌كند. در زمان‌ سلطان‌ سنجر سلجوقي‌ نيز از كردستان‌ نام‌ برده‌ شد. «عطالملك‌ جويني‌» در بيان‌ نبرد هلاكوخان‌ مغول‌ با فرقه‌ اسماعيليه‌ در قزوين‌ و محاصره‌ قلعه‌ «ميمون ‌دژ» و حمل‌ مايحتاج‌ سپاهايان‌ هولاكو از ولايت‌ تابعه‌، از ولايت‌ اكراد نام‌ مي‌برد و مي‌نويسد: «چون‌ نقل‌ علوفه‌ها از طرف‌ ارمن‌ تا يزد و از ولايت‌ اكراد و تا جرجان‌ بود.»

 به‌ نظر مي‌رسد كه‌ در دوره‌ ايلخانان‌ مغول‌، كردستان‌ از عراق‌ عج‌ جدا شده‌ باشد. در اوايل‌ قرن‌ هفتم‌ هجري‌ كه‌ «سليمان‌ شاه‌» پسر «پرچم‌ ايوايي‌» از تركمانان‌ ايوه‌ بر آن‌ حكومت‌ يافت‌ نام‌ كردستان‌ در مكتوبات‌ و تواريخ‌ ديده‌ مي‌شود.

 «حمدالله‌ مستوفي‌» در ذكر شهر و قصه‌هاي‌ كردستان‌ به‌ جاهايي‌ مانند «الاني‌»، «اليشتر»، «بهار»، «خفتيان‌»، «دربند تاج‌ خاتون‌»، «دربند زنگي‌»، «دزبيل‌»، «دينور»، «سلطان‌آباد چمچال‌»، «شهر زور» و كرمانشاهان‌، «كرندو خوشان‌»، كنگور، مايدشت‌، هرسين‌، وسطام‌ (طاق‌ بستان‌) و... اشاره‌ مي‌كند و در توصيف‌ بهار مي‌نويسد كه‌ قلعه‌اي‌ است‌ و در زمان‌ سليمان‌ شاه‌ دارالملك‌ بوده‌ است‌.

 «شرف‌الدين‌ بدليسي‌» حدود كردستان‌ را در روزگار صفوي‌ با اضافه‌نمودن‌ حدود ولايت‌ لرستان‌ يك‌ جا ذكر مي‌كند و در «شرف‌نامه‌»، سرزمين‌ لرستان‌ و قوم‌ لر را با كردها و كردستان‌ يكي‌ مي‌شمارد. «اوليا چلپي‌» در سياحت‌نامه‌ از 9 ايالت‌ نام‌ مي‌برد كه‌ كردستان‌ را تشكيل‌ مي‌دادند. اين‌ ايالت‌ عبارت‌ بودند از ارض‌ روم‌، وان‌، هكاري‌، دياربكر، جزيره‌، هماديه‌، موصل‌، شهر زور، اردلان‌ و مي‌نويسد كه‌ عبور از اين‌ ولايات‌ هفده‌ روز وقت‌ لازم‌ دارد.

 در تقسيمات‌ كشوري‌ روزگار صفويه‌، كردستان‌ ولايتي‌ است‌ كه‌ از ولايت‌ كرمانشان‌ جدا و شامل‌ چهار حاكم‌نشين‌: خورخوره‌، جوانرود، اوارمان‌ و الكا، بانه‌ بود. در اين‌ زمان‌ ولايت‌ گروس‌ الكاء زرين‌كمر، طقامين‌ و كلهر در شمار سازمان‌هاي‌ اداري‌ ايالت‌ عراق‌ عجم‌ محسوب‌ مي‌شد.

 با توجه‌ به‌ بررسي‌هاي‌ تاريخي‌، احتمالاً از اواخر دوره‌ آق‌قويونلو و ابتداي‌ دوره‌ صفوي‌ تقسيم‌بندي‌ جديدي‌ كه‌ حاكي‌ از اطلاق‌ نام‌ ايالت‌ و طوايف‌ مسلط‌ بر مناطق‌ به‌ سرزمين‌هاي‌ و قلمروي‌ تحت‌ استقرار آنها، معمول‌ و متداول‌ شد. كردستان‌ از اين‌ نظر به‌ سه‌ ولايت‌ يا حاكم‌ نشين‌ تقسيم‌ مي‌شد: ولايت‌ اردلان‌ به‌ مركزيت‌ سنه‌ (سنندج‌)، ولايت‌ مكري‌ به‌ مركزيت‌ ساوجبلاغ‌ (مهاباد) و ولايت‌ بابان‌ به‌ مركزيت‌ سليمانيه‌.

 هريك‌ از اين‌ ولايات‌ به‌ حوزه‌هاي‌ حاكم‌نشين‌ كوچك‌تري‌ كه‌ تابع‌ حكومت‌ مركزي‌ ولايت‌ بودند تقسيم‌ مي‌شد. ولايت‌ اردلان‌ با كردستان‌ اردلان‌ در تقسيمات‌ كشوري‌ دوران‌ قاجار (روزگار ناصرالدين‌شاه‌) در شمار ولايات‌ مستقل‌ ايران‌ منظور شده‌ بود.

 پس‌ از انقلاب‌ مشروطيت‌، براساس‌ قانون‌ مصوب‌ 14 ذيقعده‌ 1325 هـ . ق‌ در مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ بر طبق‌ قانون‌ تشكيل‌ ايالات‌ و ولايت‌ و دستورالعمل‌ آن‌، چهار ايالت‌ آذربايجان‌، كرمان‌ و بلوچستان‌، فارس‌ و خراسان‌ و نيز 23 ولايت‌ در تقسيمات‌ جديد تنفيذ شد.

 كردستان‌ اردلان‌، به‌ دليل‌ حكومت‌ خاندان‌ اردلان‌ بر آن‌، به‌ اين‌ نام‌ خوانده‌ شد. طول‌ آن‌ از بوكان‌ مكري‌ تا سرحد گرمسير زهاب‌، چهل‌ و هفت‌ فرسنگ‌ و عرض‌ آن‌ از «گريوه‌ چقان‌» متصل‌ به‌ شهر زور تا كوه‌ «آلمه‌ قلاغي‌» همدان‌، چهل‌ و دو فرسنگ‌ بود. در اين‌ محدوده‌ تقريباً هزار و سيصد دهكده‌، يك‌ شهر و يك‌ قصبه‌ وجود داشت‌.

 محدوده‌ فعلي‌ استان‌ كردستان‌ در روزگار صفويان‌ مشتمل‌ بر نه‌ حاكم‌نشين‌ سنه‌، گروس‌، الكا، زرين‌كمر و طغامين‌، خورخوره‌، جوانرود، اورامان‌، الكاء بانه‌، قلعه‌ زلم‌ و پلنگان‌ بود. براي‌ ايل‌هاي‌ بزرگ‌ حاكمي‌ جداگانه‌ تعيين‌ مي‌شد.

 در دوره‌ حكومت‌ ناصرالدين‌شاه‌ قاجار، ايران‌ از نظر تقسيمات‌ به‌ چهار ايالت‌ و هشت‌ ولايت‌ تقسيم‌ شد براساس‌ شيوه‌اي‌ كه‌ براي‌ اداره‌ قلمروي‌ هريك‌ از ايالات‌ و ولايات‌ از ديرزمان‌ جاري‌ بود، قلمرو هريك‌ از آنها به‌ اجزاي‌ كوچك‌تري‌ تقسيم‌ و در رأس‌ هركدام‌ نماينده‌اي‌ از طرف‌ حكومت‌ با عنوان‌هاي‌ مختلف‌ گماشته‌ شده‌ كه‌ به‌ تمشيت‌ امور حوزه‌ حكمراني‌ خود مي‌پرداخت‌.

 در اولين‌ تصميم‌گيري‌ درباره‌ تقسيمات‌ جديد كشوري‌ به‌ موجب‌ تصويب‌نامه‌ شماره‌ 1275 مورخ‌ 9/9/1316، ايران‌ به‌ شش‌ استان‌ تقسيم‌ شد؛ استان‌ غرب‌ مشتمل‌ بر شهرستان‌هاي‌ كردستان‌، كرمانشاهان‌، گروس‌ باوندپور (كلهر)، پشت‌ كوه‌، لرستان‌، بروجرد، همدان‌، ملاير، خرمشهر و آباده‌، خوزستان‌ و كلهكيلويه‌ بود.

 به‌ فاصله‌ چند ماه‌ قانون‌ تقسيم‌بندي‌ كشور اصلاح‌ شد و ايران‌ به‌ 10 استان‌ و 46 شهرستان‌ تقسيم‌ شد. كردستان‌ كنوني‌ استان‌ پنجم‌ كشور محسوب‌ مي‌شد و شامل‌ شهرهاي‌ همدان‌، كرمانشاه‌، سنندج‌، مهاباد، بيجار، ملاير و... بود.

 در سال‌ 1337 براساس‌ مصوبه‌ هيأت‌ وزيران‌، استان‌ كردستان‌ از استان‌ پنجم‌ مجزا و به‌ استان‌ كردستان‌ تبديل‌ شد. شهرستان‌هاي‌ استان‌ در اين‌ دوره‌ شامل‌ سنندج‌، گروس‌، سقز و قروه‌ بود.

 

وجه‌ تسميه‌

كردستان‌ تركيبي‌ از واژه‌ «كرد» و پسوند «ستان‌» به‌ معني‌ محل‌ است‌. كردستان‌ محل‌ و سرزمين‌ كردها است‌. سرزميني‌ است‌ كه‌ در كشور پهناور ايران‌ قرار دارد.
حمدالله‌ مستوفي‌ حدود كردستان‌ را ولايت‌ عراق‌ عرب‌، خوزستان‌، عراق‌ عجم‌، آذربايجان‌ و «ديار بكر» دانسته‌ و شانزده‌ ولايت‌ را جزو آن‌ شمرده‌ است‌.

 

مفاخر

كردستان‌ محل‌ پرورش‌ مفاخر ارزشمند و گرانمايه‌اي‌ بوده‌ است‌ مكه‌ در ايران‌ نقش‌ مهم‌ و موثري‌ داشته‌اند، به‌ويژه‌ برخي‌ از آنها در دنياي‌ اسلام‌ از مقام‌ ارجمندي‌ برخوردار بوده‌اند. بنا به‌ اسناد، كتاب‌ها و مدارك‌ تاريخي‌ مقر ظهور زردشت‌ را اين‌ ناحيه‌ مي‌دانند. شيخ‌ شهاب‌الدين‌ سهروردي‌ را منسوب‌ به‌ اين‌ منطقه‌ از ايران‌ مي‌شمارند. صلاح‌الدين‌ ايوبي‌ كه‌ از سرداران‌ و فاتحان‌ بزرگ‌ جنگ‌هاي‌ صليبي‌ بود از كردان‌ نام‌آور است‌.
از شاعران‌ برجسته‌ مولوي‌ كرد، نالي‌، مستوره‌ اردلان‌، اميرنظام‌ گروس‌، فاضل‌ گروسي‌، آيت‌الله‌ شيخ‌ محمد مردوخ‌ و همچنين‌ از نويسندگان‌، هژار، استاد هيمن‌، محمد قاضي‌، عبدالكريم‌ مدرسي‌ و... را مي‌توان‌ نام‌ برد

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 3:31 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

موقعيت‌ و وسعت‌

استان‌ كردستان‌ با مساحتي‌ حدود 28235 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌، در مجاور خاك‌ عراق‌ بين‌ 34 درجه‌ و 44 دقيقه‌ تا 36 درجه‌ و 30 دقيقه‌ عرضي‌ شمالي‌ و 42 درجه‌ و 31 دقيقه‌ تا 48 درجه‌ و 16 دقيقه‌ طول‌ شرقي‌ از نصف‌ النهار گرينويچ‌ قرار دارد.

استان‌ كردستان

از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ آذربايجان‌ غربي‌ و زنجان‌

از مشرق‌ به‌ استان‌ همدان‌ و بخش‌ ديگري‌ از استان‌ زنجان‌

از جنوب‌ به‌ استان‌ كرمانشاه و

از مغرب‌ به‌ كشور عراق‌ محدود است‌.

مركز استان‌ كردستان‌ شهر سنندج‌ است‌ و از شهرهاي‌ مهم‌ آن‌ مي‌توان‌ از سقز، قروه‌، بيجار، مريوان‌، بانه‌، ديواندره‌ و كامياران‌ نام‌ برد.

 

ناهمواري‌ ها

كردستان‌ را مي‌توان‌ از نظر جغرافيايي‌ به‌ سه‌ ناحيه‌ مشخص‌ تقسيم‌ نمود كه‌ تقريباً به‌ موازات‌ يكديگر و به‌ موازات‌ رانش‌ زاگرس‌ گسترش‌ يافته‌ و در پيدايش‌ ناهمواري‌هاي‌ استان‌ نقش‌ موثري‌ داشته‌ است‌:

ناحيه‌ شرقي‌ و جنوبي‌ شرقي‌:

كه‌ تمامي‌ منطقه‌ قروه‌ و بيجار را در برگرفته‌ و حد غربي‌ آن‌ را مي‌توان‌ محور كرمانشاه‌، سنندج‌، ديواندره‌ و دشت‌ «اوباتو» فرض‌ كرد.

ناحيه‌ مركزي‌ و شمالي‌:

كه‌ ادامه‌ كوه‌هاي‌ غربي‌ است‌. جهت جنوبي‌ اين‌ ناحيه‌ تقريباً تا محور سنندج‌ ـ مريوان‌ ادامه‌ دارد و در حقيقت‌ از نظر زمين‌شناسي‌ دنباله‌ پديده‌هاي‌ طبيعي‌ حاكم‌ بر شرق‌ تركيه‌، آذربايجان‌ غربي‌ و شمال‌ كردستان‌ عراق‌ است‌.

ناحيه‌ جنوب‌ و جنوب‌ غربي‌:

به‌ طور كلي‌ منطقه‌ جنوب‌ مريوان‌ را تشكيل‌ داده‌ و تقريباً به‌ موازات‌ محور كامياران‌ ـ مريوان‌ ادامه‌ دارد و به‌ كوه‌هاي‌ بيستون‌ در كرمانشاه‌ متصل‌ مي‌شود. اين‌ ناحيه‌ زاگرس‌ شمالي‌ نيز ناميده‌ مي‌شود.
مهم‌ترين‌ كوه‌هاي‌ رشته‌ كوه‌ «زاگرس‌» در ناحيه‌ كردستان‌ عبارتند از:

برانان‌ در شرق‌

چهل‌ چشمه‌ يا چهل‌ چمه‌ به‌ ارتفاع‌ 3173 متر در غرب‌ ديواندره‌

قره‌داغ‌ به‌ ارتفاع‌ 3120 متر در شمال‌ بيجار

حوله‌ به‌ ارتفاع‌ 2665 متر در بين‌ گاورود و كامياران‌

پسر محمود به‌ ارتفاع‌ 2642 متر در ميان‌ نجف‌آباد بيجار

گوژه‌ به‌ ارتفاع‌ 2666 متر در بين‌ دهگلان‌ و سنندج‌

آبيدر به‌ ارتفاع‌ 2550 متر در سنندج‌

پير به‌ ارتفاع‌ 3250 متر بين‌ قروه‌ و سنقر كليايي‌

شاهو به‌ ارتفاع‌ 3325 متر كه‌ بلندترين‌ كوهستان‌ است‌
استان‌ كردستان‌ از نظر محيطي‌ طبيعي‌ سيماي‌ گوناگون‌ دارد:
كوه‌ها:

هم‌ در برگيرندة‌ چراگاه‌هاي‌ وسيع‌ و هم‌ داراي‌ پوشش‌ جنگلي‌ است‌ بسياري‌ از رودخانه‌هاي‌ بزرگ‌ از آنها سرچشمه‌ مي‌گيرد.
تپه‌ها:

حدود 19% استان‌ را تپه‌ها فرا گرفته‌ است‌. اين‌ بخش‌ در گذشته‌ به‌ تمامي‌ زير پوشش‌ مراتع‌ استپي‌ و جنگل‌هاي‌ بلوط‌ بود و مهم‌ترين‌ مراتع‌ و چراگاه‌هاي‌ استان‌ را تشكيل‌ مي‌داد.
فلات‌ها:

حدود 21% وسعت‌ استان‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. اين‌ اراضي‌ در گذشته‌ به‌ عنوان‌ چراگاه‌ مورد استفاده‌ دامداران‌ ده‌نشين‌ و كوچ‌ نشين‌ قرار داشت‌ و در حال‌ حاضر بيشتر آن‌ به‌ زراعت‌ ديم‌ و مقداري‌ هم‌ به‌ زراعت‌هاي‌ آبي‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌ و گسترش‌ آن‌ در بخش‌ شرقي‌ تا شمالي‌ استان‌ است‌.
دشت‌ها:

كردستان‌ به‌ علت‌ تراكم‌ زياد كوه‌، فاقد دشت‌هاي‌ وسيع‌ است‌ و در نواحي‌ مركزي‌ و غربي‌ دشت‌هاي‌ كوچك‌ وجود دارد. در برخي‌ نواحي‌ مانند قروه‌، گروس‌، كامياران‌، مريوان‌ و ديواندره‌ دشت‌هاي‌ بزرگ‌ و قابل‌ توجه‌ وجود دارند.

دشت‌هاي‌ بزرگ‌ و كوچك‌ حدود 45% از سطح‌ استان‌ را فرا گرفته‌ است‌.

 

آب‌ و هوا

كردستان‌ تحت‌ دو عامل‌ بارز خشكي‌ تابستان‌ و سرماي‌ زمستان‌ كوهستان‌ها قرار دارد. بخش‌ وسيعي‌ از استان‌ در شرايط‌ آب‌ و هواي‌ كوهستاني‌ سرد و مديترانه‌اي‌ با باران‌ بهاره‌ قرار دارد. آب‌ و هواي‌ كردستان‌ در تجزيه‌ خاك‌، رويش‌ گياه‌، گسترش‌ علف‌زار، شرايط‌ مساعد توسعه‌ ديم‌زار، مناطق‌ و معيشت‌ شباني‌ و گله‌داري‌ و گسترش‌ جنگل‌ و باغ‌داري‌ نقشي‌ تعيين‌ كننده‌ دارد.

ميزان‌ بارندگي‌ در استان‌ كردستان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ كاهش‌ مي‌يابد. دليل‌ اين‌ امر وجود ديواره‌ كوهستاني‌ ناحيه‌ است‌ كه‌ از نفوذ جريان‌هايي‌ كه‌ از غرب‌ به‌ فلات‌ وارد مي‌شود. جلوگيري‌ مي‌كند.
منابع‌ آب‌

كوه‌هاي‌ كردستان‌ از دير زمان‌ به‌ عنوان‌ سرچشمه‌ چندين‌ رودخانه‌ بزرگ‌ مورد توجه‌ بوده‌ است‌ و رودخانه‌هاي‌ بزرگ‌ استان‌ مانند سفيدرود، قزل‌اوزن‌، زرينه‌ رود، خورخوره‌، سيروان‌، رودشور و... از اين‌ كوه‌ها سرچشمه‌ مي‌گيرند.
رودخانه‌ سفيدرود:

سفيدرود يا سپيدرود از كوه‌هاي‌ «سيسر» سرچشمه‌ مي‌گيرد، از آذربايجان‌ عبور مي‌كند و سپس‌ وارد شمال‌ كشور شده‌ و به‌ درياي‌ مازندران‌ مي‌ريزد.
رودخانه‌ زرينه‌رود:

اين‌ رودخانه‌ را در دوره‌ ايلخاني‌ «چغنو» مي‌ناميدند و پيش‌ از سال‌ 1320 شمسي‌ به‌ وسيله‌ فرهنگستان‌ به‌ «زرينه‌ رود» تغيير نام‌ داد. سرچشمه‌ اين‌ رود از كوه‌هاي‌ «چهل‌ چشمه‌» است‌ و پس‌ از پيوند با رودخانه‌هاي‌ «خورخوره‌» و «ساروق‌» و چند شاخه‌ ديگر به‌ درياچه‌ اروميه‌ مي‌ريزد. در متون‌ جغرافيا آمده‌ است‌: «آب‌ چغنو از كوه‌هاي‌ كردستان‌ به‌ حدود ده‌ سياه‌كوه‌ برمي‌خيزد و از ولايت‌ مراغه‌ گذشته‌ و به‌ آب‌ صانعي‌ رود و آب‌ نغنو در درياي‌ شور مي‌ريزد و طولش‌ بيست‌ فرسنگ‌ است‌».
رودخانه‌ خورخوره‌:

اين‌ رودخانه‌ از فلات‌ اوباتو و شمال‌ كوره‌ «چهل‌ چشمه‌» سرچشمه‌ گرفته‌ و از جنوب‌ به‌ شمال‌، به‌ موازات‌ حاشيه‌ شرقي‌ رودخانه‌ زرينه‌ رود جاري‌ است‌. اين‌ رودخانه‌ در آبادي‌ «گودرز» به‌ زرينه‌ رود مي‌پيوندد و به‌ درياچه‌ اروميه‌ جاري‌ مي‌شود. اين‌ رودخانه‌ در دوره‌ ايلخاني‌ «نغتو» خوانده‌ مي‌شد.

رودخانه‌ سيروان‌:

اين‌ رودخانه‌ از پيوستن‌ تمامي‌ آب‌هاي‌ بخش‌ جنوبي‌ غربي‌، غرب‌ و مركز استان‌ مانند رود قشلاق‌، گاوه‌رود و گردلان‌ تشكيل‌ شده‌ و رد منطقه‌ «اورامان‌» پس‌ از پيوستن‌ آب‌ «بل‌» وارد كرمانشاهان‌ مي‌شود و پس‌ از پيوستن‌ به‌ رودخانه‌ الوند (حلوان‌) با نام‌ «دياله‌» در خاك‌ عراق‌ به‌ دجله‌ مي‌ريزد رود دياله‌ در سده‌هاي‌ پيشين‌ «نهروان‌» خوانده‌ مي‌شد. منابع‌ تالريخي‌، سرچشمه‌ هر دو شاخه‌ اصلي‌ رود «نهروان‌» خوانده‌ مي‌شد. منابع‌ تاريخي‌، سرچشمه‌ هر دو شاخه‌ اصلي‌ رود نهروان‌ را كوه‌هاي‌ كردستان‌ دانسته‌اند و ناحيه‌اي‌ كه‌ رود سيروان‌ از آن‌ جاري‌ بوده‌ به‌ نام‌ «شيروان‌» خوانده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 3:26 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

سياسي‌

براساس‌ آمارگيري‌ و آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌، استان‌ كردستان‌ داراي‌ هشت‌ شهرستان‌، دوازده‌ شهر، بيست‌ و سه‌ بخش‌ و هفتاد و نه‌ دهستان‌ استو همچنين‌ داراي‌ 1767 آبادي‌ داراي‌ سكنه‌ و 192 آبادي‌ خالي‌ از سكنه‌ است‌.

 

 شهرستان‌ بانه‌

 مركز شهرستان‌ بانه‌ در فاصله‌ 270 كيلومتري‌ شمال‌ باختري‌ سنندج‌، در ابتداي‌ راه‌ آسفالت‌ بانه‌ ـ مهاباد قرار گرفته‌ است‌.

 شهرستان‌ بانه‌ داراي‌ چهار شهر بانه‌، آرمرده‌، بوئين‌، كاني‌ سور است‌ و جمعيت‌ آن‌ حدود 119332 نفر برآورد شده‌ است‌.

 تا اواسط‌ قرن‌ سيزدهم‌ ه . ق‌ نام‌ اصلي‌ شهر بانه‌ «به‌ روژ» به‌ معني‌ آفتاب‌گير بود و اسنادي‌ هم‌ موجود است‌ كه‌ در همه‌ آنها، مركز قصبه‌ «به‌روژ» ناميده‌ شده‌ است‌. وجه‌ تسميه‌ بانه‌ را از كلمه‌ كردي‌ «بان‌» به‌ معني‌ پشت‌ بام‌، به‌ دليل‌ وجود ارتفاعات‌ اين‌ ناحيه‌ و خود شهر بانه‌ مي‌دانند از آب‌ رودخانه‌ بانه‌ كه‌ از ميان‌ شهر مي‌گذرد و چشمه‌هاي‌ دايمي‌ احمد آباد و پيرمراد كه‌ در حوالي‌ شهر واقع‌ شده‌ جهت‌ آشاميدن‌ استفاده‌ مي‌شود.

 مراكز ديدني: حمام‌ خدري‌، كوه‌ آربابا

 

 شهرستان‌ بيجار

 شهر بيجار مركز اين‌ شهرستان‌، در 140 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ سنندج‌ و در مسير راه‌ آسفالته‌ سنندج‌ ـ زنجان‌ قرار دارد. رودخانه‌ دايمي‌ قزل‌اوزن‌ از شمال‌ و شمال‌ باختري‌ اين‌ شهر مي‌گذرد.

 شهرستان‌ بيجار به‌ جز مركز آن‌، داراي‌ شهرهاي‌ ياسوكند و بابارشاني‌ است‌ و جمعيت‌ آن‌ حدود 116073 نفر برآورد شده‌ است‌.

 درباره‌ وجه‌ تسميه‌ بيجار اطلاعات‌ دقيق‌ و مشخصي‌ وجود ندارد، ولي‌ آنچه‌ مسلم‌ است‌ اين‌ واژه‌ از ريشه‌ پهلوي‌ است‌. گروهي‌ معتقند كه‌ واژه‌ «بيدزار» بوده‌، يعني‌ محلي‌ كه‌ درختان‌ بيد فروان‌ دارد و چون‌ در زبان‌ كردي‌ به‌ جاي‌ «زار» «جار» گفته‌ يم‌ شود، «بيدجار» و «بيجار» نام‌ گرفته‌ است‌. قدمت‌ اين‌ شهر به‌ عنوان‌ يك‌ آبادي‌ به‌ صدر اسلام‌ باز مي‌گردد كه‌ در سال‌ 23 ه . ق‌ فتح‌ شد و آن‌ آبادي‌، امروزه‌ در وسط‌ شهر كنوني‌ به‌ نام‌ قلعه‌باني‌ (قلعه‌ بانو) يا تبرك‌ يا كهنه‌ باقي‌ مانده‌ است‌.

 مراكز ديدني: برج‌ آشقون‌ بابا، برج‌ اوج‌ گنبدخان‌، برج‌ ينگي‌ ارخ‌، حمام‌ حسن‌آباد، بازار بيجار، پل‌ صلوات‌آباد، پل‌ قجور، امامزاده‌ عقيل‌، بقعه‌ پير خضر، مقبره‌ شيخ‌ فاضل‌ گروسي‌، چنگيز قلعه‌، قلعه‌ قم‌چقاي‌، بافت‌ قديمي‌ شهر حسن‌ آباد ياسوكند، روستاي‌ خسروآباد گروس‌ و مسجد آن‌، روستاي‌ صلوات‌آباد.

 

 شهرستان‌ ديواندره‌

 شهرستان‌ ديواندره‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌ تكاب‌، از شرق‌ به‌ بيجار، از جنوب‌ به‌ سنندج‌، از غرب‌ به‌ سقز و از جنوب‌ غربي‌ به‌ بخش‌ سرشيو شهرستان‌ مريوان‌ محدود مي‌شود. شهر ديواندره‌ مركز شهرستان‌ در فاصله‌ 99 كيلومتري‌ شمال‌ سنندج‌ و در مسير جاده‌ آسفالت‌ سنندج‌ ـ سقز قرار دارد. شهر ديگر اين‌ شهرستان‌ زيرينه‌ است‌ و جمعيت‌ شهرستان‌ طبق‌ برآورد سال‌ 1379، 88983 نفر بوده‌ است‌.

 وجه‌ تسميه‌ ديواندره‌ به‌ دو كلمه‌ «ديوان‌» و «دره‌» باز مي‌گردد. ديوان‌ محلي‌ است‌ كه‌ مجريان‌ قانون‌ در آنجا سكونت‌ دارند كه‌ عدليه‌ نيز ناميده‌ يم‌ شود و ديواندره‌ كه‌ در ميان‌ «دره‌» و «كوه‌» واقع‌ شده‌ در قديم‌ مقر حكومت‌ و جايگاه‌ قانون‌ و عدالت‌ بود. قدمت‌ اين‌ شهر به‌ حدود 200 سال‌ پيش‌ مي‌رسد.

 مراكز ديدني‌: غار باستاني‌ كرفتو، كوه‌ چهل‌ چشمه‌

 

 شهرستان‌ سقز

 شهر سقز مركز شهرستاني‌ به‌ همين‌ نام‌ از استان‌ كردستان‌ است‌ كه‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌هاي‌ مهاباد و مراغه‌ از آذربايجان‌، از شرق‌ به‌ شهرستان‌ ديواندره‌ و از غرب‌ به‌ بانه‌ محدود است‌. جمعيت‌ اين‌ شهرستان‌ 208599 نفر و شهر ديگر آن‌ صاحب‌ است‌.

 سقز در سرزمين‌ اقوام‌ مانايي‌ ـ مادي‌، بر سر راه‌ كارواني‌ همدان‌ به‌ آذربايجان‌ و دياربكر و موصل‌ به‌ زنجان‌ و قزوين‌ و ري‌ قرار داشت‌ و به‌ دلي‌ موقعيت‌ چهار راهي‌، از مراكز مواصلاتي‌ دنياي‌ قديم‌ بود.

 درباره‌ وجه‌ تسميه‌ اين‌ شهر بايد گفت‌ در نخستين‌ اتحاد ماد، اين‌ شهر با نام‌ «ايزيرتا»، پايتخت‌ مادها مطرح‌ بود. در اين‌ زمان‌، سركردگان‌ ماد در اطراف‌ شهر استحكاماتي‌ براي‌ خودساختند كه‌ از آن‌ جمله‌ «زبويه‌» و «قپلانتوي‌» كنوني‌ را مي‌توان‌ نام‌ برد. پس‌ از آن‌ سكاها به‌ تجديد بناي‌ شهر پرداختند و سقز را به‌ نام‌ اسكيت‌ (ساكز» به‌ عنوان‌ پايتخت‌ خود انتخاب‌ كردند. نام‌ امروز سقز از نام‌ قوم‌ سكا، اسكيت‌ و سكز به‌ يادگار مانده‌ است‌ و سكز احتمالاً همان‌ ساكز است‌ دو وجه‌ تسميه‌ ديگر نيز در مورد اين‌ شهر نقل‌ شده‌ است‌.

 مراكز ديدني: بازار سقز، مسجد دو مناره‌، مسجد شيخ‌ مولاناآباد، مسجد جامع‌ تورجان‌، تپه‌ باستاني‌ زبويه‌، كاروانسراي‌ سقز، بافت‌ قديمي‌ شهر سقز

 شهرستان‌ سنندج‌

 سنندج‌ مركز اين‌ شهرستان‌ و استان‌ كردستان‌ است‌ كه‌ در فاصله‌ 520 كيلومتري‌ جنوبي‌ غربي‌ تهران‌ در مسير آسفالته‌ مياندوآب‌ ـ كرمانشاه‌ و زنجان‌ ـ كرمانشاه‌ قرار دارد. به‌ دليل‌ كوهستاني‌ بودن‌ منطقه‌ كردستان‌، شهر سنندج‌ كه‌ داراي‌ دشت‌، قشلاق‌ و رودخانه‌ است‌، همشه‌ عامل‌ جذب‌ عشاير كوچ‌روي‌ كرد بوده‌ است‌.

 اين‌ شهرستان‌ داراي‌ شهر ديگري‌ به‌ نام‌ «شوشيه‌» است‌ و جمعيت‌ آن‌ طبق‌ برآورد سال‌ 1379، 388138 نفلر بوده‌ است‌.

 وجه‌ تسميه‌ شهر سنندج‌ (سنه‌ يا سنه‌ دژ) كه‌ از شهرهاي‌ كهن‌ و مقدس‌ است‌ به‌ آيين‌ مهر و زردشت‌ د اين‌ بخش‌ ايران‌ باز مي‌گردد. ارتباط‌ اين‌ شهر و نواحي‌ مجاور آن‌ با اساطير پهلواني‌ آريايي‌ از اهميت‌ و قدمت‌ اين‌ شهر حكايت‌ مي‌كند. اين‌ شهر در قديم‌ روي‌ تپه‌ بزرگي‌ در كنار رودخانه‌ قشلاق‌ به‌ نام‌ «پيالكه‌ توش‌ نوذر» قرار داشته‌. قلعه‌ حسن‌آباد كه‌ دژي‌ ساساني‌ بود، نزديك‌ اين‌ شهر واقع‌ بود و هماره‌ به‌ عنوان‌ پادگاني‌ براي‌ حمايت‌ از اين‌ شعر عمل‌ مي‌كرد.

 شعر كهن‌ «سنه‌دژ» احتمالاً در اثر زلزله‌ و هجوم‌ مغول‌ ويران‌ شد و تا زمان‌ صفوي‌ به‌ صورت‌ دهكده‌اي‌ به‌ حيات‌ خود ادامه‌ داد. مركز حكومتي‌ اين‌ شهر پس‌ از ويراني‌، به‌ قلعه‌ حسن‌آباد منتقل‌ شد. شهر جديد سنندج‌ در دوره‌ صفوي‌ و در روزگار شاه‌صفي‌ در سال‌ 1046 ه . ق‌ توسط‌ «سليمان‌خان‌ اردلان‌» پايه‌ گذاري‌ شد.

 سليمان‌ خان‌ مركز حكومت‌ را از قلعه‌هاي‌ حسن‌ آباد و پلنگان‌ به‌ شهر سنه‌ منتقل‌ و اقدام‌ به‌ آباد ساختن‌ آن‌ نمود. وي‌ قلعه‌ حكومتي‌ را با استحكام‌ تمام‌ در بالاي‌ تپه‌اي‌ بنا نهاد و عمارات‌، حمام‌، مسجد و بازار را در خارج‌ و اطراف‌ قلعه‌ ساخت‌. او با احداث‌ يك‌ رشته‌ قنات‌ در دشت‌ «سرنووي‌» در فاصله‌ هزار قديمي‌ شهر كه‌ در سال‌ 1309 ه . ق‌ در اثر توسعه‌ شهر داخل‌ محدوده‌ شهر شده‌ بود آب‌ را به‌ داخل‌ شهر و ميان‌ قلعه‌ هدايت‌ كرد.

 گسترش‌ شهر مربوط‌ به‌ زمان‌ «امان‌الله‌ خان‌ اردلان‌» است‌. او قلعه‌ حكومتي‌ را توسعه‌ دادو چندين‌ تالار و عمارت‌ در آنجا ساخ‌ و در فاصله‌ سال‌هاي‌ 30ـ1220 ه . ق‌ با احداث‌ عمارت‌هاي‌، بازار، كاروان‌سرا و مسجد از جمله‌ مسجد معروف‌ به‌ «دالاحسان‌» در ميان‌ شهر به‌ توسعه‌ شهر پرداخت‌. همچنين‌ در سال‌ 1222 ه . ق‌ باغ‌ و عمارت‌ خسروآباد را توسعه‌ بخشيد.

 گفتني‌ است‌ سنندج‌ به‌ لحاظ‌ موقعيت‌ جغرافييايي‌ و ف‌7عاليت‌هاي‌ شهرسازي‌ عصر صفوي‌ و قاجار، از بافت‌ شهري‌ سنتي‌ با ارزشي‌ برخوردار است‌ كه‌ بناهاي‌ مسكوني‌ و عام‌المنفعه‌ متعددي‌ مانند حمام‌، مساجد، بازار و تكيه‌ در آن‌ باقي‌ مانده‌ است‌.

 مراكز ديدني: بافت‌ قديمي‌ شهر سنندج‌، مسجد دارالاحسان‌، مسجد دارالامان‌ (مسجد والي‌)، بازار قديمي‌ و بازار سرتپوله‌، مسجد رشيد قلعه‌ بيگي‌، مسجد ميرزا فرج‌الله‌، قرآن‌ نگل‌ در مسجد روستاي‌ نگل‌، مسجد وزير، مسجد خورشيد لقاخانم‌، مسجد وكيل‌، مسجد و تكيه‌ عبدالله‌ بيگ‌، مسجد ملااحمد قيامتي‌، مسجد آويهنگ‌، كليساي‌ سنندج‌، امامزاده‌ پير عمر، امامزاده‌ هاجر خاتون‌ امامزاده‌ طاقه‌ گوره‌، مقبره‌ شرف‌الملك‌، بقعه‌ شيخ‌نجم‌الدين‌، پل‌ قشلاق‌، حمام‌ پاشاخان‌، حمام‌ خان‌، حمام‌ دوخزينه‌، حمام‌ شيشه‌، حمام‌ صلاحي‌، حمام‌ عبدالخالق‌، حمام‌ وكيل‌ الملك‌، عمارت‌ آصف‌ ديوان‌، عمارت‌ و باغ‌ آيت‌الله‌ مردوخ‌، عمارت‌ امجدالاشراف‌، عمارت‌ سرهنگ‌ آزموده‌ اردلان‌، مجموعه‌ عمارت‌ شيخ‌ محمدباقر غياثي‌، خانه‌ گله‌داري‌، خانه‌ مجتهدي‌، عمارت‌ مشير ديوان‌، خانه‌ معمارباشي‌، عمارت‌ ملالطف‌الله‌ شيخ‌الاسلام‌، عمارت‌ ملك‌التجار، عمارت‌ وكيل‌ الملك‌، عمارت‌ خسروآباد، ساختمان‌ شهرداري‌، باغ‌ اميريه‌، باغ‌ امانيه‌، آبيدر، موزه‌ سنندج‌ و موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌.

 

 شهرستان‌ قروه‌

 قروه‌ يكي‌ از شهرستان‌هاي‌ استان‌ كردستان‌ است‌ كه‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌ بيجار و از شرق‌ و جنوبي‌ شرقي‌ به‌ شهرستان‌ همدان‌ از جنوب‌ به‌ شهرستان‌ سقز و از غرب‌ به‌ شهرستان‌ سنندج‌ محدود است‌. مهمترين‌ رودخانه‌ اين‌ شهر، رودشور نام‌ دارد.

 شهر قروه‌، مركز اين‌ شهرستان‌، در فاصله‌ 87 كيلومتري‌ شمال‌ سنندج‌ و در مسير همدان‌ ـ سنندج‌ قرار گرفته‌ است‌. عوامل‌ موثر در پيدايش‌ اين‌ شهر، چمه‌ جوشان‌ در شمال‌ آن‌، رودهاي‌ متعدد و دشت‌ حاصل‌خيزي‌ است‌ كه‌ تا قرن‌ها موجب‌ حيات‌ آن‌ به‌ صورت‌ آبادي‌ كوچكب‌ بود بعدها قرار گرفتن‌ در مسير راه‌ ارتباطي‌ شرق‌ به‌ غرب‌ سبب‌ توسعه‌ آن‌ ابادي‌ شد.

 جمعيت‌ قروه‌ 206797 نفر و شهرهاي‌ آن‌ قروه‌، دهگلان‌، سريش‌آباد، دزج‌، دلبران‌ است‌.

 مراكز ديدني: پل‌ فرهادآباد، مقبره‌ شيداي‌ نازار، بقعه‌ باباگرگر، حمام‌ قصلان‌، آثار صخره‌اي‌ فرهادتاش‌، چشمه‌ وينسار و باباگرگر.

 

 شهرستان‌ كامياران‌

 كامياران‌ از شهرستان‌هاي‌ تازه‌ تأسيس‌ استان‌ كردستان‌ است‌ كه‌ مركز آن‌ شهر كامياران‌، در فاصله‌ 65 كيلومتري‌ جنوب‌ شهر سنندج‌ واقع‌ است‌. موقعيت‌ مناسب‌ شعر كه‌ در مسير جاده‌ كارواني‌ قديمي‌ شمال‌ غرب‌ به‌ سمت‌ جنوب‌ غربي‌ است‌، موجب‌ رونق‌ و توسعه‌ شهر كامياران‌ شده‌ است‌. اين‌ شهرستان‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌ سنندج‌، از جنوب‌ به‌ كرمانشاه‌، از شرق‌ به‌ سنقر كليايي‌ و از غرب‌ به‌ پاوه‌ و استان‌ كرمانشاه‌ محدود است‌. جمعيت‌ اين‌ شهرستان‌ 106100 نفر و شهر ديگر آن‌ «موچش‌» است‌.

 بخش‌ شرقي‌ و شمال‌ شرقي‌ كامياران‌ كوهستاني‌ است‌ و دره‌هاي‌ زيبا و خوش‌ آب‌ و هوايي‌ دارد و در بخش‌ جنوبي‌ به‌ دشت‌ كرمانشاه‌ متصل‌ است‌.

 مراكز ديدني‌: بقعه‌ پيرعكاشه‌، مقبره‌ شيخ‌ عباس‌ كومايين‌، روستاو قلعه‌ پالنگان‌ و نقش‌ برجسته‌ اورامان‌.

 

 شهرستان‌ مريوان‌

 مريوان‌ مركز شهرستاني‌ به‌ همين‌ نام‌ است‌ كه‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌ سقز، از شرق‌ و جنوب‌ شرقي‌ به‌ شهرستان‌ سنندج‌، از جنوب‌ به‌ بخش‌ نوسود از شهرستان‌ پاوه‌ و از غرب‌ و شمال‌ غربي‌ به‌ خاك‌ عراق‌ محدوداست‌. شهر مريوان‌ در 125 كيلومتري‌ شمال‌ غربي‌ سنندج‌ قرار دارد.

 شهرستان‌ مريوان‌ با جمعيتي‌ حدود 210787 نفر داراي‌ چهار بخش‌ است‌ و با مساحت‌ 5/3229 كيلومتر مربع‌، از نظر وسعت‌ پنجمين‌ شهرستان‌ استان‌ محسوب‌ مي‌شود به‌ جز شهر مريوان‌ شهرهاي‌ «سروآباد» و «چناره‌» در اين‌ شهرستان‌ قرار دارند.

 سابقه‌ مريوان‌ به‌ پيش‌ از اسلام‌ باز مي‌گردد. با توجه‌ به‌ آثار باستاني‌ موجود، احتماملاً در دوره‌ پارت‌ و ساساني‌ اين‌ شهر از نقاط‌ مهم‌ ايران‌ محسوب‌ مي‌شد. درياچه‌ زيباي‌ زريوار نيز اين‌ نظر را مستند مي‌سازد كه‌ مريوان‌ سابقه‌ بسيار طولاني‌ در تاريخ‌ ايران‌ دارد.

 مريوان‌ را در تاريخ‌ و متون‌ قديم‌ «مهروان‌»، متشكل‌ از واژه‌ «مهر» و «وان‌» به‌ معني‌ جايگاه‌ مهر، ناميده‌اند. اين‌ شهر به‌ علت‌ موقعيت‌ ميان‌راهي‌ بين‌ تيسفون‌ و تخت‌ سليمان‌، مراعه‌ و دينور از مراكز شهري‌ بسيار كهن‌ كردستان‌ بود. دردوران‌ اسلامي‌ و در قرن‌ سوم‌ ه . ق‌ اين‌ شهر به‌ دليل‌ داشتن‌ دو دژ به‌ نام‌هاي‌ «دژان‌» و «دزان‌» از شهرت‌ بسيار برخوردار بود. برخي‌ مريوان‌ را منسوب‌ به‌ «مروان‌بن‌ حكم‌ عرب‌» مي‌دانند.

 قدمت‌ فعلي‌ شهر مريوان‌ به‌ حدود يك‌ قرن‌ پيش‌ مي‌رسد. در آن‌ زمان‌، يكي‌ از بزرگان‌ قاجار به‌ نام‌ «فرهاد ميرزا معتمدالدوله‌» كه‌ در اين‌ منطقه‌ حكومت‌ مي‌كرد به‌ دستور ناصرالدين‌شاه‌ قاجار در سال‌ 1282 ه . ق‌ قلعه‌اي‌ متحكم‌ در اين‌ شعر ساخت‌ كه‌ به‌ شاه‌آباد (دژشاهپور) مشهور شد بعدها در كنار همين‌ قلعه‌ نظامي‌، روستايي‌ به‌ نام‌ قلعه‌ «مريوان‌» نام‌ گذاري‌ شد شهر مريوان‌ تا سال‌ 1344 رسماً «دژ شاهپور» ناميده‌ مي‌شد.

 مراكز ديدني: قلعه‌ هلوخان‌ (ايمام‌) از دوره‌ صفوي‌، درياچه‌ زريوار، پل‌ كاران‌، روستاي‌ ديدني‌ اورامانات‌ تخت‌، روستاي‌ دركي‌، آبشار كوبله‌، آبشار بل‌ و مقبره‌ پيرشاليار.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 3:24 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

جمعيت

بر اساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 جمعيت كردستان 1.346.383 نفر بوده است كه از اين تعداد 52.42% در نقاط شهري و بقيه در نقاط روستايي سكونت داشته اند. از جمعيت فوق 685.165 نفر مرد و 661.218 نفر زن بوده اند. توزيع سني جمعيت به شرح ذيل مي باشد:

 

گروه سني

درصد فراواني

كوچكتر از 15 سال

42.76

از 15 تا 64 سال

52.6

بزرگتر از 64 سال

4.18

جمع

100%

 

نژاد

كردها يكي‌ از شعبه‌هاي‌ مشهور نژاد آريايي‌ هستند كه‌ از حدود دو هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ به‌ شمال‌ غربي‌ و شرقي‌ درياي‌ اروميه‌ مهاجرت‌ نموده‌اند و محققان‌ در آريايي‌ بودن‌ آنها‌ شكي‌ ندارند بنا به‌ نوشته‌ مينورسكي‌ طوايف‌ كرد از شرق‌ ايران‌ به‌ سوي‌ غرب‌ «كردستان‌» كوچ‌ كرده‌ و در آنجا مسكن‌ گزيده‌اند و اسم‌ بوميان‌ نخستين‌ را پاره‌اي‌ «كارداكا» در حوالي‌ درياچه‌ وان‌ و مجاور طوايف‌ «سو» دانسته‌اند و دسته‌ ديگر آنان‌ را «كوردويين‌» گفته‌اند و در پاره‌اي‌ از تأليفات‌ «كاردو» ديده‌ مي‌شود كه‌ همه‌ بر مبناي‌ «كارداكا» شكل‌ گرفته‌ و فرقي‌ بين‌ دو واژه‌ «كورد» و «كارد» نيست‌.

كردها مردماني‌ ايراني‌ تبارند كه‌ زبان‌، فرهنگ‌ و آداب‌ و سنن‌ آنان‌ در ارتباط‌ و پيوند با ديگر مردمان‌ در قلمرو و زيست‌ اقوام‌ ايراني‌ است‌. در اسناد سومري‌ و آشوري‌ از بخشي‌ از اقوام‌ ساكن‌، در سرزمين‌ كوهستاني‌ شرق‌ آشور، شمال‌ شرقي‌ و شرق‌ بين‌النهرين‌ و سرزمين‌ سومر به‌ نام‌ «كرتي‌» يا «گودي‌ و كارتي‌ و كارد» نام‌ برده‌ شده‌ و در منابع‌ ارمني‌ واژه‌ «كردوخ‌» بر اينان‌ اطلاق‌ شده‌ است‌.

از زمان‌ هخامنشيان‌ تا دوره‌ پس‌ از اسلام‌، اينان‌ به‌ نام‌ «كورده‌» و «كرد» ناميده شده‌ اند.

برخي‌ نيز معتقدند كه‌ كردها پس‌ از دومين‌ مهاجرت‌ بزرگ‌ آريايي‌ها به‌ سرزمين‌ ايران‌ كنوني‌ در اتحاديه‌ مادها مانند ساير اقوام‌ «ماننايي‌، لولويي‌ و...) شركت‌ داشتند. اگر واژه‌ «گوتي‌» قوم‌ گوتي‌ با كورتي‌ يا كرتي‌ يكي‌ قلمداد شود، بايد سابقه‌ و منشا نژادي‌ كردها را هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد بدانيم‌ برخي‌ معتقدند گوتي‌ها اقوامي‌ متمايز از كردها بودند.

 

 زبان‌

مردم‌ كردستان‌ به‌ زبان‌ كردي‌ سخن‌ مي‌گويند زبان‌ كردي‌ يكي‌ از قديمي‌ترين‌ زبان‌هاي‌ ايراني‌ است‌ كه‌ تحقيقاتي‌ گسترده‌ درباره‌ آن‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. «دياكونوف‌» مستشرق‌ روسي‌ معتقد است‌، زبان‌ كردي‌ يكي‌ از شاخه‌هاي‌ زبان‌ مادي‌ است‌ كه‌ بقاياي‌ آن‌ (زبان‌ مادي‌) در گويش‌هاي‌ تاتي‌، تالشي‌، آذري‌، گيلاني‌، طبري‌، سمناني‌، اوراماني‌ و... محفوظ‌ مانده‌ است‌.

كردي‌ زباني‌ است‌ كه‌ در ايران‌، عراق‌، تركيه‌، قفقاز و سوريه‌ به‌ آن‌ صحبت‌ مي‌كنند و از شاخه‌ گويش‌هاي‌ غربي‌ زبان‌هاي‌ ايراني‌ محسوب‌ مي‌شود. گويش‌هاي‌ ايراني‌ غربي‌ به‌ دو گروه‌ شمالي‌ و جنوبي‌ تقسيم‌ شده‌اند كه‌ فارسي‌ نوين‌ و پهلوي‌ ساساني‌ (فارسي‌ ميانه‌) جزو گروه‌ جنوبي‌ و پهلوي‌ اشكاني‌ و كردي‌ در گروه‌ شمالي‌ آن‌ قرار دارند.

گويش‌هاي‌ جنوبي‌ را «سوراني‌» مي‌نامند كه‌ گويش‌ سقز، مهاباد، نقده‌، اشنويه‌، بانه‌، سردشت‌، بوكان‌، سنندج‌، شهرزور (سليمانيه‌)، خانقين‌، حلبچه‌، كوي‌ سنجق‌، هولير (اربيل‌) و قلعه‌ دره‌ است‌. گويش‌هاي‌ شمالي‌ را «باديناني‌» يا «كرمانجي‌» گويند كه‌ غرب‌ درياچه‌ اروميه‌، كوه‌هاي‌ آرارات‌، شمال‌ سوريه‌، شمال‌ كردستان‌ عراق‌ و نواحي‌ كردنشين‌ تركيه‌ و ارمنستان‌ را در برمي گيرد.

از سرچشمه‌ دجله‌ و فرات‌ تا خليج‌ فارس‌، قلمرو زبان‌ كردي‌ بوده‌ است‌ و مركز اين‌ زبان‌ ابتدا آرارات‌، بعد زاگرس‌، بعد از آن‌ اسپهان‌ (اصفهان‌)، سپس‌ نهاوند، بعد همدان‌ (هنگمدان‌) و زماني‌ هم‌ تيسفون‌ بود.

گويش‌هاي‌ كردي‌ شامل‌ آماديه‌اي‌ در كردستان‌ غربي‌، اوراماني‌، باجلاني‌، بانه‌اي‌، پاوه‌اي‌، زازا، سليمانيه‌اي‌، سنندجي‌، كرمانشاهي‌، گندوله‌اي‌، بزلانه‌، گوراني‌، لكي‌، مريواني‌ است‌.

 

مذهب‌

دين‌ كردها چه‌ قبل‌ از اسلام‌ و چه‌ در دوره‌ اسلامي‌ با دين‌ ساير اقوام‌ ايراني‌ مشترك‌ بوده‌ و هست‌. صرف‌نظر از اينكه‌ بيش‌ از هزار سال‌ است‌ تمام‌ ايران‌ به‌ دين‌ اسرام‌ گرويده‌اند و به‌ همين‌ دليل‌ يگانگي‌ تمام‌ حاصل‌ است‌، قبل‌ از اسلام‌ هم‌ آيين‌ مردم‌ كردستان‌، دين‌ رسمي‌ ايران‌ بود چنانكه‌ هنگام‌ حمله‌ عرب‌، آتشكده‌ پاوه‌ معروفيت‌ به‌ سزايي‌ داشت‌.

 امروزه‌ دين‌ رسمي‌ كردها، اسلام‌ است‌ و بيشتر مردم‌ تابع‌ و پيرو عقيده‌ اجتهاد امام‌ محمد شافعي‌ و بقيه‌ نيز پيرو مذهب‌ شيعه‌ هستند شمار اندكي‌ نيز مذاهب‌ حنفي‌، مالكي‌ يا حنبلي‌ را اختيار نموده‌اند و برخي‌ ديگر زير پوشش‌ بدعت‌هاي‌ ديني‌ يا نام‌هاي‌ اهل‌ حق‌، يزيدي‌، صارمي‌، شبك‌، بجوران‌ و كاكي‌، و با حفظ‌ آداب‌ و مناسك‌ و معتقدات‌ دين‌ كهن‌ ايران‌ باستان‌ زردشتي‌ همچنان‌ به‌ حيات‌ ديني‌ خود با التقاطي‌ از اسلام‌ ادامه‌ مي‌دهند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 3:19 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

منابع‌ اقتصادي‌

استاد كردستان‌ از نظر كشاورزي‌ از مناطق‌ مورد توجه‌ و از لحاظ‌ دام‌پروري‌ يكي‌ از قطب‌هاي‌ اساسي‌ دام‌ داري‌ كشور محسوب‌ مي‌شود. توليدات‌ كشاورزي‌ اين‌ استان‌ را به‌ ترتيب‌ اهميت‌ گندم‌، جو و حبوبات‌ تشكيل‌ مي‌دهد. با توجه‌ به‌ شرايط‌ طبيعي‌ متنوع‌، فعاليت‌هاي‌ كشاورزي‌ آن‌ به‌ شكل‌ ديمي‌ و آبي‌ انجام‌ مي‌شود.

از ديگر فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ استان‌، پرورش‌ زنبور عسل‌، از رونق‌ به‌ سزايي‌ برخوردار است‌.

فعاليت‌هاي‌ صنعتي‌ استان‌ كردستان‌ در مقايسه‌ با ساير استان‌هاي‌ كشور بسيار محدود است‌ و از مناطق‌ توسعه‌ نيافته‌ صنعتي‌ كشور به‌ شمار مي‌رود.

 

 صنايع‌ ماشيني‌

صنايع‌ ماشيني‌ استان‌ شامل‌ گروه‌هاي‌ صنايع‌ كاني‌ غير فلزي‌، شيميايي‌، سلولزي‌، نساجي‌ و چرم‌، غذايي‌، برقي‌ و الكترونيك‌ است‌.

 

 صنايع‌ دستي‌

 صنايع‌ دستي‌ كردستان‌ بسيار متنوع‌اند و قدمتي‌ ديرينه‌ دارند. در حال‌ حاضر در نقاط‌ شهري‌ و روستايي‌ كردستان‌ عده‌ كثيري‌ به‌ توليد محصولات‌ گوناگون‌ دستي‌ كه‌ هم‌ مصرف‌ خانگي‌ و هم‌ ارزش‌ تجاري‌ دارند مشغول‌ هستند اهم‌ اين‌ صنايع‌ دستي‌ عبارتند از: فرش‌بافي‌، گليم‌بافي‌، نساجي‌، نازك‌كاري‌ چوب‌، گيوه‌ دوزي‌، خراطي‌، سوزن‌ دوزي‌، قلاب‌دوزي‌، پولك‌دوزي‌، منجوق‌دوزي‌ و زيور آلات‌ محلي‌ كه‌ مورد اخير در گذشته‌ از اهميت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار بوده‌ است‌.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

 پوشش‌ گياهي‌ و جنگل‌ها

استان‌ كردستان‌ از طبيعتي‌ زيبا برخوردار است‌ و جنگل‌ بخشي‌ از زيبايي‌هاي‌ استان‌ را شكل‌ بخشيده‌ است‌. جنگل‌هاي‌ استان‌ در اطراف‌ شهرهاي‌ بانه‌ و مريوان‌ واقع‌ شده‌ و بعد از جنگل‌هاي‌ شمال‌ كشور در درجه‌ دوم‌ اهميت‌ قرار دارد. در حال‌ حاضر جنگل‌هاي‌ استان‌ به‌ صورت‌ درختچه‌ و بوته‌هاي‌ پراكنده‌ درآمده‌ است‌. معروف‌ترين‌ درختان‌ جنگلي‌ اين‌ جنگل‌ها بلوط‌، مازو يا دار مازو، گلابي‌، زبان‌ گنجشك‌ (ون‌)، گردو، سيب‌ وحشي‌، پسته‌ وحشي‌ (بنه‌)، زالزالك‌، آلبالو جنگلي‌، بادام‌ تلخ‌، ازگيل‌، داغداغان‌، نارون‌، افرا و درخت‌هايي‌ مانند گز و بيد وحشي‌ در كنار رودخانه‌ است‌

به‌طور كلي‌ مي‌توان‌ نواحي‌ جنگلي‌ استان‌ را چنين‌ تقسيم‌ نمود

ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ مريوان‌، كه‌ وسعت‌ آن‌ 185000 هكتار است‌

ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ بانه‌، كه‌ مساحت‌ آن‌ حدود 50000 هكتار تخمين‌ زده‌ مي‌شود

ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ سقز كه‌ مساحت‌ آن‌ حدود 7000 هكتار است‌

ـ جنگل‌هاي‌ منطقه‌ سنندج‌ كه‌ مساحت‌ آن‌ در حدود 78000 هكتار است‌ و بيشتر در غرب‌ كامياران‌ و جنوب‌ سنندج‌ واقع‌ شده‌اند

 

 پارك‌ جنگلي‌ آبيدر

 اين‌ پارك‌ در ضلع‌ غربي‌ شهر سنندج‌ در دامنه‌ كوه‌ آبيدر قرار دارد. آبيدر در فرهنگ‌ منطقه‌ جايگاه‌ خاصي‌ دارد و به‌ دليل‌ پرآب‌ بودن‌ چشمه‌سارها، قنات‌ها و وجود باغ‌هاي‌ متعدد مانند امانيه‌، اميريه‌ و... چنين‌ ناميده‌ مي‌شود.

از زماني‌ كه‌ شهر سنندج‌ بنيان‌ نهاده‌ شد، آب‌ چشمه‌هاي‌ آبيدر به‌ وسيله‌ تنبوشه‌هاي‌ سفالي‌ به‌ شهر منتقل‌ شد. هنوز هم‌ قنات‌ عمارت‌ خسروآباد، آصف‌، وكيل‌، مشير و تعدادي‌ از بناها، به‌ نوعي‌ از اين‌ كوه‌ سرچشمه‌ مي‌گيرند.

در سال‌هاي‌ اخير در اين‌ كوه‌ پاركي‌ احداث‌ و سكوبندي‌ و جاده‌سازي‌ در آن‌ انجام‌ شده‌ است‌. نقش‌ برجسته‌اي‌ هم‌ در آن‌ ساخته‌ شده‌ كه‌ بسيار قابل‌ درنگ‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از مكان‌هاي‌ زيباي‌ شهر سنندج‌ است‌.

 

منطقه‌ اورامان‌

يكي‌ از مناطق‌ زيباي‌ استان‌ كردستان‌، منطقه‌ اورامان‌ است‌ كه‌ در شرق‌ مريوان‌ قرار دارد و داراي‌ كوهستان‌هاي‌ زيبا با پوشش‌ جنگلي‌ است‌. رودخانه‌ بزرگ‌ سيروان‌ از اين‌ منطقه‌ و درة‌ اورامان‌ عبور مي‌كند و به‌ رودخانه‌ دياله‌ در عراق‌ مي‌پيوندد.

 

يادآوري‌ اين‌ مهم‌ ضروري‌ است‌ كه‌ جنگل‌ها و مناطق‌ بسياري‌ چون‌ جنگل‌هاي‌ بانه‌، مريوان‌ و همچنين‌ «دره‌ شاهان‌» كه‌ دركنار قلعه‌ «قم‌چاي‌» واقع‌ شده‌ است‌ از مراكز مهم‌ طبيعي‌ استان‌ محسوب‌ مي‌شوند.

 

 درياچه‌ زريوار

اين‌ درياچه‌ در سه‌ كيلومتري‌ شمال‌ باختري‌ مريوان‌ و در ارتفاع‌ 1285 متري‌ از سطح‌ دريا قرار داد و از زيباترين‌ ميراث‌هاي‌ طبيعي‌ استان‌ كردستان‌ به‌ شمار مي‌آيد. آب‌ اين‌ درياچه‌ از چشمه‌هاي‌ جوشان‌ و رودخانه‌هاي‌ چندي‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌ريزد، تأمين‌ مي‌شود. حجم‌ آب‌ درياچه‌ از 5/22 ميليون‌ متر مكعب‌ تا 5/47 ميليون‌ مترمكعب‌ در طول‌ سال‌ متغير است‌. طول‌ درياچه‌ شش‌ كيلوتر و عرض‌ آن‌ 1700 تا 3000 متر است‌. مساحت‌ آن‌ حدود 720 هكتار است‌.

وجه‌ تسميه‌ زريوار و زريبار كه‌ هر دو در منطقه‌ متداول‌ است‌، به‌ واژة‌ «زري‌» كه‌ در زبان‌ كردي‌ به‌ معني‌ درياچه‌ است‌، باز مي‌گردد. پسوند «دار» و «بار» پسوند تشبيهي‌ و زريبار يا زريوار به‌ معني‌ درياچه‌وار است‌.

درباره‌ اين‌ درياچه‌ افسانه‌هاي‌ متعددي‌ وجود دارد كه‌ مشهورترين‌ آنها وجود شهري‌ مدفون‌ در زير آب‌هاي‌ درياچه‌ است‌.

 

 آبشار بل‌

در يكي‌ از روستاهاي‌ منطقه‌ اورامان‌ و در مرز استان‌ كرمانشاهان‌، روستايي‌ به‌ نام‌ «بل‌» واقع‌ است‌. در كنار اين‌ روستا، در جاده‌اي‌ كه‌ به‌ «كوسه‌ هجيج‌» منتهي‌ مي‌شود، آبشاري‌ زيبا وجود دارد كه‌ به‌ عقيدة‌ كارشناسان‌ داراي‌ آب‌ عالي‌ براي‌ شرب‌ است‌. اين‌ آب‌ با فشار زياد و در حجم‌ بسيار از شكاف‌ كوهي‌ بيرون‌  مي ريزد و عظمت‌ و شكوه‌ طبيعت‌ را جلوه‌گر مي‌سازد. اين‌ آب‌ در مسير خود به‌ رودخانه‌ سيروان‌ مي‌ريزد.

 

 آبشار كويله‌

يكي‌ از اماكن‌هاي‌ ديدني‌ استان‌ كردستان‌ آبشار «كويله‌» است‌ كه‌ در شهرستان‌ مريوان‌ و در مسير جاده‌ مريوان‌ ـ سقز واقع‌ است‌. اين‌ آبشار زيبا در فصل‌ بهار از مكان‌ها ديدني‌ و زيباي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شود.

 

 سراب‌ وينسار

يكي‌ از چشمه‌هاي‌ قديمي‌ شهرستان‌ قروه‌، چشمة‌ سراب‌ است‌ كه‌ با آب‌ بسيار گوارا و عالي‌ در داخل‌ روستاي‌ «وينسار» از دل‌ زمين‌ بيرون‌ مي‌آيد. در حقيقت‌ روستاي‌ وينسار پيرامون‌ اين‌ چشمه‌ شكل‌ گرفته‌ است‌. اين‌ چشمه‌ سال‌هاي‌ سال‌ است‌ كه‌ تأمين‌ كننده‌ آب‌ روستا، هم‌ براي‌ شرب‌ و هم‌ كشاورزي‌ است‌.

اطراف‌ چشمه‌ اصلي‌ سنگ‌ چين‌ شده‌ و قدمت‌ سنگ‌چين‌ آن‌ حدود دو تا سه‌ قرن‌ برآورد شده‌ است‌.

تا حدود سي‌ سال‌ پيش‌ مردم‌ روستا در ماه‌ خرداد مراسم‌ شكرگذاري‌ و قرباني‌ براي‌ «سراب‌»، برگزار مي‌كردند. در اين‌ مراسم‌ ضمن‌ قرباني‌ كردن‌ گوسفندان‌ به‌ جشن‌ و شادماني‌ مي‌پرداختند و احترام‌ ويژه‌اي‌ براي‌ اين‌ چشمه‌ قايل‌ بودند.

 

  سراب‌ قروه‌

در بخش‌ جنوبي‌ شهر قروه‌ سرابي‌ طبيعي‌ وجود دارد كه‌ يكي‌ از تفرج‌گاه‌هاي‌ مردم‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شود. اين‌ سراب‌ داراي‌ آبي‌ خوب‌ و گوارا است‌. به‌ همين‌ دليل‌ شهر قروه‌ در كنار آن‌ ايجاد شده‌ است‌. بخشي‌ از آب‌ كشاورزي‌ و مشرب‌ قروه‌ از اين‌ آب‌ تأمين‌ مي‌شود.

 

 چشمه‌ آب‌ تلخ‌ (پير صالح‌)

چشمه‌ آب‌ تلخ‌ در روستاي‌ قشلاق‌ از شهرستان‌ بيجار قرار دارد. علت‌ نامگذاري‌ اين‌ چشمه‌ به‌ علت‌ تلخ‌ بودن‌ آب‌ آن‌ است‌. هرچند دليل‌ تلخ‌ بودن‌ آب‌ اين‌ چشمه‌ به‌ روشني‌ مشخص‌ نشده‌ است‌، اما آب‌ آن‌ براي‌ درمان‌ بيماري‌هاي‌ روماتيسمي‌ موثر است‌.

 

 چشمه‌ كواز

اين‌ چشمه‌ در 50 كيلومتري‌ شمال‌ غربي‌ كامياران‌ و در 10 كيلومتري‌ شمال‌ غربي‌ روستاي‌ پلنگان‌ در دامنة‌ كوه‌ واقع‌ شده‌ است‌. آب‌ اين‌ چشمه‌ طعم‌ گوگردي‌ دارد و در محل‌ جوشش‌ آن‌ از زمين‌، رنگ‌ آب‌ شيري‌ است‌ و خود نشان‌ دهندة‌ وجود مواد آهني‌ و گوگردي‌ در آب‌ است‌. آب‌ اين‌ چشمه‌ در استخر كوچكي‌ جمع‌ مي‌شود و از آن‌ براي‌ نوشيدن‌ و نيز درمان‌ بيماري‌هاي‌ مجاري‌ تنفسي‌، روماتيسمي‌ و بيماري‌هاي‌ جلدي‌ استفاده‌ مي‌شود.

 

 چهل‌ چشمه‌

چهل‌ چشمه‌ از كوه‌هاي‌ مرتفع‌ كردستان‌ است‌. اين‌ كوه‌ داراي‌ آبشارها و چشمه‌هاي‌ بسيار زيبايي‌ است‌ و وجه‌ تسميه‌ آن‌ نيز حكايت‌ از وجود چهل‌ چشمه‌ آب‌ دارد. اين‌ كوه‌ در منطقه‌ «خورخوره‌» از شهرستان‌ ديواندره‌ قرار دارد و منطقه‌اي‌ سردسير و برف‌گير است‌. در اين‌ كوه‌ مي‌توان‌ در تمامي‌ سال‌ برف‌ را مشاهده‌ كرد. اين‌ كوه‌ يكي‌ از سرچشمه هاي رودخانه‌ هاي جغاتو «جغتو» و سپيدرود است‌ و داراي‌ چشمه‌سارهاي‌ فراوان‌ و دامنه‌هاي‌ سرسبز و زيبا است‌.

 

 چشمه‌ بابا گرگر

در روستاي‌ «باباگرگر»، در 18 كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ شهستان‌ قروه‌، چشمه‌اي‌ جوشان‌ هميشه‌ مي‌خروشد كه‌ به‌ آن‌ «دنگز» مي‌گويند. آب‌ اين‌ چشمه‌ در استخري‌ عميق‌ و مدور به‌ محيط ‌ 200 متر جمع‌ مي‌شود. اين‌ چشمه‌ پر آب‌ داراي‌ آبي‌ است‌ كه‌ رنگ‌ آن‌ مايل‌ به‌ سرخ‌ است‌ و در بعضي‌ مواقع‌ به‌ رنگ‌ زرد مايل‌ به‌ ليمويي‌ در مي‌آيد. آب‌ اين‌ چشمه‌ به‌ علت‌ وجود املاح‌ معدني‌ به‌ ويژه‌ گوگرد رنگين‌ است‌. ظاهراً اين‌ آب‌ براي‌ امراض‌ سودايي‌ و پوستي‌ مناسب‌ است‌ و در درمان‌ سوء هاضمه‌ و ديگر بيماري‌هاي‌ دستگاه‌ گوارش‌ و نيز راشيتيسم‌ و درمان‌ تورم‌ موثر مي‌افتد. اين‌ چشمه‌ و امامزاده‌ باباگرگر در كنار آن‌، از مكان‌هاي‌ طبيعي‌ و تاريخي‌ استان‌ محسوب‌ مي‌شوند.

 

ساير چشمه‌ ها

 چشمه‌ خاورآباد:  اين‌ چشمه‌ در جنوب‌ شرقي‌ چشمة‌ سراب‌ بيجار واقع‌ است‌.

 چشمة‌ قم‌چقاي‌: در 17 كيلومتري‌ قم‌چقاي‌ در دهستان‌ «سياه‌ منصور» شهرستان‌ بيجار واقع‌ است‌.

 چشمه‌ هفت‌ آسياب‌: در روستاي‌ شريف‌آباد از دهستان‌ سياه‌ منصور واقع‌ است‌.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

اين‌ درياچه‌ در سه‌ كيلومتري‌ شمال‌ باختري‌ مريوان‌ و در ارتفاع‌ 1285 متري‌ از سطح‌ دريا قرار داد و از زيباترين‌ ميراث‌هاي‌ طبيعي‌ استان‌ كردستان‌ به‌ شمار مي‌آيد. آب‌ اين‌ درياچه‌ از چشمه‌هاي‌ جوشان‌ و رودخانه‌هاي‌ چندي‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌ريزد، تأمين‌ مي‌شود. حجم‌ آب‌ درياچه‌ از 5/22 ميليون‌ متر مكعب‌ تا 5/47 ميليون‌ مترمكعب‌ در طول‌ سال‌ متغير است‌. طول‌ درياچه‌ شش‌ كيلوتر و عرض‌ آن‌ 1700 تا 3000 متر است‌. مساحت‌ آن‌ حدود 720 هكتار است‌.

وجه‌ تسميه‌ زريوار و زريبار كه‌ هر دو در منطقه‌ متداول‌ است‌، به‌ واژة‌ «زري‌» كه‌ در زبان‌ كردي‌ به‌ معني‌ درياچه‌ است‌، باز مي‌گردد. پسوند «دار» و «بار» پسوند تشبيهي‌ و زريبار يا زريوار به‌ معني‌ درياچه‌وار است‌.

درباره‌ اين‌ درياچه‌ افسانه‌هاي‌ متعددي‌ وجود دارد كه‌ مشهورترين‌ آنها وجود شهري‌ مدفون‌ در زير آب‌هاي‌ درياچه‌ است.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

مريوان‌ مركز شهرستاني‌ به‌ همين‌ نام‌ است‌ كه‌ از شمال‌ به‌ شهرستان‌ سقز، از شرق‌ و جنوب‌ شرقي‌ به‌ شهرستان‌ سنندج‌، از جنوب‌ به‌ بخش‌ نوسود از شهرستان‌ پاوه‌ و از غرب‌ و شمال‌ غربي‌ به‌ خاك‌ عراق‌ محدوداست‌. شهر مريوان‌ در 125 كيلومتري‌ شمال‌ غربي‌ سنندج‌ قرار دارد.

 شهرستان‌ مريوان‌ با جمعيتي‌ حدود 210787 نفر داراي‌ چهار بخش‌ است‌ و با مساحت‌ 5/3229 كيلومتر مربع‌، از نظر وسعت‌ پنجمين‌ شهرستان‌ استان‌ محسوب‌ مي‌شود به‌ جز شهر مريوان‌ شهرهاي‌ «سروآباد» و «چناره‌» در اين‌ شهرستان‌ قرار دارند.

 سابقه‌ مريوان‌ به‌ پيش‌ از اسلام‌ باز مي‌گردد. با توجه‌ به‌ آثار باستاني‌ موجود، احتماملاً در دوره‌ پارت‌ و ساساني‌ اين‌ شهر از نقاط‌ مهم‌ ايران‌ محسوب‌ مي‌شد. درياچه‌ زيباي‌ زريوار نيز اين‌ نظر را مستند مي‌سازد كه‌ مريوان‌ سابقه‌ بسيار طولاني‌ در تاريخ‌ ايران‌ دارد.

 مريوان‌ را در تاريخ‌ و متون‌ قديم‌ «مهروان‌»، متشكل‌ از واژه‌ «مهر» و «وان‌» به‌ معني‌ جايگاه‌ مهر، ناميده‌اند. اين‌ شهر به‌ علت‌ موقعيت‌ ميان‌راهي‌ بين‌ تيسفون‌ و تخت‌ سليمان‌، مراعه‌ و دينور از مراكز شهري‌ بسيار كهن‌ كردستان‌ بود. دردوران‌ اسلامي‌ و در قرن‌ سوم‌ ه . ق‌ اين‌ شهر به‌ دليل‌ داشتن‌ دو دژ به‌ نام‌هاي‌ «دژان‌» و «دزان‌» از شهرت‌ بسيار برخوردار بود. برخي‌ مريوان‌ را منسوب‌ به‌ «مروان‌بن‌ حكم‌ عرب‌» مي‌دانند.

 قدمت‌ فعلي‌ شهر مريوان‌ به‌ حدود يك‌ قرن‌ پيش‌ مي‌رسد. در آن‌ زمان‌، يكي‌ از بزرگان‌ قاجار به‌ نام‌ «فرهاد ميرزا معتمدالدوله‌» كه‌ در اين‌ منطقه‌ حكومت‌ مي‌كرد به‌ دستور ناصرالدين‌شاه‌ قاجار در سال‌ 1282 ه . ق‌ قلعه‌اي‌ متحكم‌ در اين‌ شعر ساخت‌ كه‌ به‌ شاه‌آباد (دژشاهپور) مشهور شد بعدها در كنار همين‌ قلعه‌ نظامي‌، روستايي‌ به‌ نام‌ قلعه‌ «مريوان‌» نام‌ گذاري‌ شد شهر مريوان‌ تا سال‌ 1344 رسماً «دژ شاهپور» ناميده‌ مي‌شد.

 مراكز ديدني: قلعه‌ هلوخان‌ (ايمام‌) از دوره‌ صفوي‌، درياچه‌ زريوار، پل‌ كاران‌، روستاي‌ ديدني‌ اورامانات‌ تخت‌، روستاي‌ دركي‌، آبشار كوبله‌، آبشار بل‌ و مقبره‌ پيرشاليار.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

لطفا درباره تاریخچه زریبار نظر بدهید؟زريبار

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط مهدي  | 

زريبار
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط مهدي  |